مناجات
بزرگ من !
دستم زیر سنگ دنیاست وگرنه دل من که مدت هاست بر ای ملکوتت تنگ شده
خدایا ! پس کی قراره این دل از آب و گل بیرون بیاد ؟
خ دایا ! اونقدر ستاری که حتی خودم هم گناه هام رو از یاد برده ام! وای از اون روز که پرده حلم تو کنار بره ...
اون روز منم و آرزوی خاک بودن...
هر چقدر تو داناییی ، من ندونم به کارم
هر چقدر تو عزیزی ، من ضعیفم
هر چقدر تو علیمی ، من اهل فراموشی ام
خدایا !
من اگه بنده نیستم ، تو که خدا هستی !
من اگه بدم ، چیزی از خوب بودن تو کم نمی کنم
لذت ترک لذت رو به منم بچشون
شنیده ام : چشیده هات خاموشن و نچشیده هات پر جوش و خروش
خاموشی کم نعمتی نیست ، منت بذار و نصیب منم بکن :
یا حی و یا قیوم
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 15:13  توسط مهدي رسولي فيني
|