مناجات
سمیع علیم!
هر کی تو رو بخونه جوابش رو میدی ، اونم نه از دورادور ... از همون نزدیکی ... اونقدر نزدیک که نزدیک تر از اون قابل تصور نباشه ...
از یه جایی بین بنده و قلبش
نرسیده به رگ گردن !
عزیز حکیم !
چون نمی دونستم شادی چیه ، فکر می کردم شادم .. اسم الکی خوش بودن هام رو گذاشته بودم شادی !
شادی ، اونه که توی دل بنده های توئه ، شادی تو رو داشتنه ...
غفور رحیم!
به خودم که نگاه می اندازم مستحق همه عقوبت هام
به تو که نگاه می کنم ، سزاوار همه خداوندگاری هام ....
از داشتنت احساس غرور می کنم ..
می خوام سر رو بالا بگیرم و به خاطر داشتنت به همه عالم فخر فروشی کنم .
خدایا!
نه با عطای خودت فریبم بده و اسیر دست فراموشی هام کن ، نه اجازه بده متلای بلای دوری تو باشم ...
هوام رو بیش از پیش داشته باش
یا ذالجلال و الاکرام
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 15:13  توسط مهدي رسولي فيني
|
